ارتش

مطلبی که امروز می نوسیم ربطی به دنیای IT نداره بلکه به علت خدمت من توی ارتش و گره خوردن چند سال زندگی من با اون باعث شد که این مطلب رو بنویسم. تمامی صحبت هایی که تو بخش اول نوشته هام اومده از کسایی بوده که از نزدیک با اون ها توی ارتش رابطه داشتم و تجربیات و صحبت های اون هاست .
اول اینکه ارتش خیلی مورد ظلم واقع شده نسبت به تمام نیروهای مسلح دیگمون مثل سپاه نیروی انتظامی . زحمت ارتشیان مطمئنا صد برابر هموطنان دیگمون توی سپاه هست. اون به دلیل ذات محکم و استوار بودن ارتش هست که آموزش های سخت و منظم به اینجا رسیده. چیزی که واقعا جای افتخار داره.
به این دلیل گفتم ارتش مورد ظلم قرار گرفته که شما تا دو سال پیش هیچ چیزی در رابطه با ارتش نمی دیدید. همش در مورد سپاه بود و خاطرات فرماندهان سپاه یا نیروی انتظامی که با اعتراض سرلشکر عطاا… صالحی فرمانده پر افتخار وطنمون اوضاع تغییر کرد و به قولی ایشون واقعا لبریز شدن از این همه تبعیض که از طرف صدا و سیما در قبال ارتش بوجود اومده بود. مطمئن باشید در دوران جنگ تحمیلی این ارتش بود که مقاومت کرد و باز هم این ارتش بود که جنگ رو به پایان رسوند نه اینکه سپاه هیچ کاری انجام نداده باشه. ولی خوب توی این سال ها همه چی با نام سپاه تمام شد و افتخارش هم برای سپاه شد چیزی کاملا صد در جه بر عکس.
به طور مثال شما از آزاد سازی خرمشهر فقط اون صحنه ای رو دیدید که بسیجی ها و سپاه ها می یان و بعد سریع مسجد خرمشهر نشون داده می شه. و این طوری القا شده که این سپاه بوده که کار رو تموم کرده. در صورتی که به خاطرات فرماندهان در دوران دفاع مقدس رجوع بشه چه عزیزان سپاهی چه ارتشی ، این نکته صراحتا ذکر شده که ارتش بوده که خرمشهر رو آزاد کرده. بله به نظرتون چرا تا الان فکر می کردید سپاه آزاد کرده؟!
از این گونه موارد زیاد هست که صدا و سیما باید بیشتر روش دقیق باشه ولی خوب. این مورد ذکر شده رو در مورد خرمشهر من هم در خاطرات هم از نزدیک با چند تا از فرماندهان در زمان خدمت خودم پرسیدم که همگی به این مورد اذعان کردند. با توجه به اینکه محل خدمت خودم در خوزستان و نزاجا در تیپ ۳ لشکر ۹۲ زرهی خوزستان دشت آزادگان – حمیدیه بود بهتر قابل درک بود واسم.
از نظر استقامت هم ارتش واقعا خیلی در حد ایده آل به بالا هست چیزی که کاملا بارها و بارها ثابت شده. یادم می یاد در ۳۱ شهریور در دوران دوره کد خودم در جلفا – لب مرز آذربایجان صبحگاه مشترکی بین نیروهای مسلح بر گذار شد که نیروی انتظامی و سپاه در کنار ارتش حضور داشتند. این گونه مراسم معمولا حداقل یک ساعت و نیم الی ۳ ساعت نیاز به خبردار ایستادن دارند. اونجا این استقامت که حتی در مورد ما که وظیفه بودیم بروز داد این بود. مدت خبر دار ایستادن در مراسم ۲ ساعت طول کشید. در طول این مراسم دوستان در سپاه واقعا سنگ تمام گذاشتن و در ۲۰ دقیقه اول از حالت خبر دار خارج شدن و تقریبا به حالت آزاد در اومدن و دائما وظیفه ها … بماند : D . این یه مورد بود.
سربازی خدمت کردن سخت هست اونم به خاطر ماهیتی که داره ولی خوب شیرینی های خاص خودش رو داره ولی از رفتن به خدمت نباید ترسید و از در رفتن اون همه کار کرد. تجربه ای هست که غیر قابل تکرار. الان من دلم برای دوستان دوران خدمت تنگ شده عکسشون رو می زارم به یاد اون وقت ها امیدوارم هر کجا که هستند خوب باشن. به یاد دوستانی ، آرش زرینه ، سجاد درودی ، علیرضا ولیزاده ، هادی مرادی فر، روزبه صدیق فر ، حمید تیموری و و و . ( تو عکس های پایین توی هیچکدومشون خودم نیستم ، عکس کسی هم که محو کردم کسی بوده که باعث ایجاد عذاب و سختی برای تمام دوستانم ومخصوصا خودم شد. )




خیلی های دیگه هم بودن از دوستان کادری ، آقایان میثاق هاشمی ، سید فاضل موسوی ، مسلم قنبری که خاطراتی دارم بسی جالب . خلاصه یادش بخیر .
